💓 اول اینکه باید برنامه ریزی کنیم حتی قبل از اینکه والدین ما یا همسر ما به وضوح به کمک ما نیاز داشته باشند باهاشون باید در مورد اینکه چطوری قابلیت هاشون رو با افزایش سن ممکنه تغییر کنه صحبت کنیم . این به هیچ وجه گستاخی نیستش بلکه واقع بینیه.
💓 باید گفتگویی داشته باشیم در مورد اینکه چه جوری اونا ممکنه روزی با تواناییهای جسمی و شناختی کاهشیافته کنار بیان و چگونه میشه به بهترین شکل ازشون حمایت کنیم از اینجا باید شروع کنیم.
💓خیلی سریع با کمک کردن وارد بحث نشید قبل از اینکه تغییری تو زندگی والدین مسنتون یا همسرتون یا هر کس دیگهای در واقع بدین محتاط باشید. رفتار و عملکردشون رو در طول زمان مشاهده کنید و بعد برداشتهای خودشون روخودتون رو با دیگرانی که اونها رو به خوبی میشناسند در میون بذارید قبل از اینکه به این نتیجهگیری بخواهید برسید که واقعا به کمک نیاز دارند یا نه. 💓 روی چیزی که عزیزانتون هنوز میتونن انجام بدن تمرکز کنید و اونها رو به سمت نقاط قوتشون هدایت کنید. مثلا اینکه صحبت کردن با تلفن اگه بیناییش دچار مشکل شده یا مهارت خوندن و نوشتن به اندازه کافی نداره یا نمیتونه در حال حاضر چیزی بخونه یا مثلا چیدن میز اگه اینکه نمیتونه یه وعده غذایی کامل رو مثلا بپزه ولی میتونه توی یه چیدن میز به شما کمک کنه یا مثلا اگر که خاطرات گذشتش رو به خاطر اینکه حافظه کوتاه مدتش رو از دست داده نمیتونه به یاد بیاره از همون چیزهایی که الان به یاد میاره استفاده کنید برای اینکه بتونه کارهایی رو انجام بده.
💓 کمک کردن به والدینتون یا سالمندان رو به عنوان توانمندسازی اونها در نظر بگیرید.به والدین تون به سالمندانتون بگید که وظیفه شما اینه که بهش کمک کنید تا با افزایش سنش تا حد امکان بهتر زندگی کنه و بهش اطمینان بدید که هدف اینه که اونا بتونن به انجام کارهایی که هنوز میخوان ادامه بدن .
💓همونطور که تکیه دادن به عصا برای مثال ممکنه به کسی کمک کنه تا بیشتر از حالت عادی راه بره. تاکید کنید که شما ممکنه یه عصا باشی اما هنوز اون باید تو مسیر زندگی خودش در حال حرکت باشه و تکیه بیش از حد بهعصا هم میتونه باز تنبلی و از دست رفتن تواناییهای جسمی و حرکتی رو به بار بیاره…
